الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
56
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
خداست هر زمان بخواهد آن را بالا مىبرد و هر زمان بخواهد پايين مىآورد » . « 1 » اين جمله اشارهء لطيفى است به همان مسألهء عرضه و تقاضا كه بهطور طبيعى قيمتها را تعيين مىكند ؛ يعنى اساس در نرخگذارى همان عرضه و تقاضاست ؛ ولى در موارد خاصى حكومت اسلامى مىتواند دخالت كند و قيمتها را تحت كنترل درآورد . حضرت در پايان اين بخش مىفرمايد : « هر گاه كسى بعد از نهى تو از احتكار دست به چنين كارى زند او را كيفر ده ؛ ولى هرگز در مجازات زياده روى نكن » ؛ ( فَمَنْ قَارَفَ « 2 » حُكْرَةً بَعْدَ نَهْيِكَ إِيَّاهُ فَنَكِّلْ بِهِ « 3 » ، وَعَاقِبْهُ فِي غَيْرِ إِسْرَافٍ ) . اگر چه « قارف » از ريشهء « مقارفه » به معناى اكتساب و بهدست آوردن چيزى بهكار مىرود ؛ ولى با توجّه به اينكه از ريشهء قَرْف ( بر وزن حرف ) به معناى كندن پوست از درخت و مانند آن است ممكن است در اينجا اشاره به اين نكته باشد كه محتكران در واقع با عملشان پوست نيازمندان و فقرا را مىكنند و به همين دليل مستحق مجازات اند . تعبير به « نكّل » ؛ ( مجازات كن ) از مادهء « تنكيل » و از ريشهء نَكْل ( بر وزن أكل ) به معناى لجام حيوان گرفته شده نشان مىدهد كه منظور از اين مجازات همان مجازات بازدارنده است كه از آن تعبير به تعزير مىشود . هدف انتقامجويى نيست بلكه هدف آن است كه محتكر را از تكرار عمل بازدارند و ديگران هم عبرت گيرند و به سراغ احتكار نروند . به هر حال تصريح به مجازات محتكر دليل روشنى است كه احتكار از گناهان كبيره است ، زيرا تعزير تنها در گناهان كبيره آمده است .
--> ( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 265 ، ح 3955 ( 2 ) . « قارَفَ » از ريشهء مقارفة به معناى نزديك شدن به چيزى يا ارتكاب عملى است ( 3 ) . « نَكِّلْ بِهِ » يعنى او را كيفر ده از ريشهء « تنكيل » به معناى كيفر و مجازات دادن گرفته شده است